سلطان محمد ميرزا قاجار

246

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

كنده ، يافت مىشود . سابقا چوب نيزه كه عوض نى از آهن ميان پر ساخته بوده‌اند ، طولش زياده از نيزه‌هاى متعارف اين ايام ديده‌اند . ابدا خرابى در اين بنا راه نيافته است . هوايش از هواى [ 156 ب ] همه‌جاى عراق سردتر است . آهو و تيهو زياد دارد . در اين بيابان اقسام مارهاى بزرگ ديده شده است . هيزم طاغ زياد است . جارى كردن آب اين چشمه ممكن است ، مخارجش زياد است . مىگويند اين عمارت ازجمله قصورى است كه نعمان ابن منذر ساخته است . شفاته شفّاته « 7 » جايى است در چهارده ساعتى كربلا ، ميانهء مغرب و جنوب . به قول خود اعراب قصر نامند . شش يا هفت قصر است . هرقصرى چشمهء آبى دارد و جماعتى در آنجا ساكن‌اند . نخيلات زيادى دارند . انجير و انار خوبى دارد كه خرما و انارش به كربلا و نجف براى فروش مىآيد . نخيلات اين قصور متصل به هم است . آب همهء چشمه‌ها گرم و بدمزه [ است ] . مردمش همه تفنگچيهاى قابل [ اند ] . اين جمعيت كم در آن بيابان در مقابل طوايف انيزه و شمر ايستادگى مىكنند و زندگانى دارند . هوايش گرم و بد [ 157 آ ] [ است ] . حله حله از شهرهاى معتبر مشهور است . حال قدرى خراب است . اين آبادى در اراضى بابل واقع است . آجرهايى كه در عمارات اين ولايت به كار رفته و مىرود از زمين بابل در آورده و مىآورند . همهء سمت حله به قدر دو ساعت علامات آبادى بابل هست . ازجمله نزديك به تل نمرود ، خاكى مثل كوهى بلند و طولانى كه زياده از يك ساعت طول او كشيده ، مىرود . مىگويند خرابهء يكى از عمارات سلطنتى بابل است .

--> ( 7 ) . لسترنج ضمن شرح آثار بابل از محلى به نام شفاثا نام مىبرد كه احتمالا همين شفاته باشد : « از روستاى آن خرما و نيشكر به خارج فرستاده مىشد و اين محصول اخير مخصوصا از محلى موسوم به شفاثا كه در نزديكى آن بود ، صادر مىگرديد . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 71 ) .